تبلیغات
صدای معصومین یکی از بزرگترین مراکز اینترنتی احادیث - مطالب آشنایی و توضیح احادیث مشهور

تــولبار اختــصاصی احــادیث

    Get our toolbar!

کدستان

حدیث «اصحابی كالنجوم»

نظر

[نوشته شده توسط : راوی | تاریخ ارسال : شنبه 7 بهمن 1391 ]

حدیث «اصحابی كالنجوم»
اهل سنّت بر این اعتقادند كه خدای سبحان و رسول گرامی او، اصحاب را تزكیه و پاك گردانده و همه آنها را عادل قرار داده اند و باید بر همین مبنا حركت كرده و هر عمل مخالف و منافی نصوص صریح قرآن و سنّت را که صحابه انجام داده اند، به تأویل برده و توجیه نمود. آنان در این ادعا، به آیاتی از قرآن كریم و روایاتی كه در كتب خود از رسول اكرم ـ ص ـ در فضیلت صحابه نقل كرده اند، استناد جسته اند و یكی از معروفترین احادیثی كه بدان متمسك شده اند، حدیث «اصحابی كالنجوم، بایّهم اقتدیتم اهتدیتم» است. 
در این مقاله، نخست، دیدگاههای رجال نامی و علمای معروف اهل سنت را درباره حدیث «نجوم» یادآور می شویم و سپس به ذكر نقدهای آن پرداخته و آنگاه راویان آن را مورد ارزیابی قرار می دهیم؛ و در پایان، مروری گذرا بر شرح حالات صحابه ای كه مشمول حدیث مزبور هستند، خواهیم داشت. 
معنای لغوی «اصحاب»: 
در آغاز و برای ورود به بحث، معنای لغوی «صُحبه» را یادآور می شویم؛ صُحبه در لغت، معاشرت و ملازمت است و جمع اسم فاعل آن، صَحْب و اصحاب و صحابه می آید. 
راغب، در «مفردات» می گوید: «در عرف، جز به كسی كه ملازمت او زیاد باشد، صاحب گفته نمی شود». بنابراین، صاحب و یار پیامبر ـ ص ـ آنگونه كه اقتضای كلمه، از نظر لغت است، كسی است كه با آن حضرت معاشرت و ملازمت داشته است. چنین شخصی، مسلمان بوده یا كافر، شایسته یا تبهكار، مؤمن یا منافق، تفاوتی ندارد؛ زیرا اصلِ در این اطلاق، آنگونه كه فیّومی نیز گفته است، «كسی است كه با او (یعنی پیامبر ـ ص ـ) مجالستی داشته و یا او را دیده است». 
معنای اصطلاحی «صحابی»: 
اصولیان و محدّثان اتفاق نظر دارند كه نام «صحابی» تنها بر فرد مسلمان اطلاق می شود. در تعریف صحابی گفته های متفاوتی وجود دارد؛ آنچه اصولیان معتبر می دانند این است كه: «صحابی كسی است كه با پیامبر ـ ص ـ مجالستی طولانی داشته و از او پیروی كرده و اوامر و دستورات الهی را از او أخذ نموده است؛ بر خلاف كسی كه تنها آهنگ وی نموده، بی آنكه فضیلت مجالست و ملازمت و پیروی از آن حضرت را دارا باشد». 
جمهور محدّثان بر این عقیده اند كه: «هر مسلمانی كه پیامبر ـ ص ـ را دیده باشد» صحابی است. 
و گفته شده: «كسی كه زمان آن حضرت را درك كند، صحابی است؛ هر چند او را نبیند». 
بحث درباره حدیثِ «نجوم» را پی می گیریم؛ این حدیث به عبارات گوناگونی نقل شده است كه




::برچسب : احادیث مشهور , حدیث معروف , حدیث «اصحابی كالنجوم» , اصحابی كالنجوم , رسول گرامی , حدیث شناسی ,

:: مرتبط با: حدیث شناسی , آشنایی و توضیح احادیث مشهور ,
چاپ این صفحه

اشتراک گذاری

ادامه مطلب

حدیث حسین منی و انا من حسین

نظر

[نوشته شده توسط : راوی | تاریخ ارسال : سه شنبه 3 بهمن 1391 ]

حدیث حسین منی و انا من حسین
این حدیث جزو مشهورترین احادیثی است كه از رسول اكرم (ص) در حق نواده گرامیش حسین بن علی (ع) ، از طریق فریقین نقل شده است. این حدیث را احمد بن حنبل و ترمذی و ابن ماجه از طریق سعید بن راشد از یعلی بن مره نقل كرده و گفته اند كه یك روز حضرت پیامبر (ص) به مهمانی تشریف می بردند، در راه به امام حسین (ع) برخورد كردند كه با جمعی از كودكان سرگرم بازی بود. حضرت (ص) با مهربانی و خوشروئی او را دنبال كردند تا سرانجام در آغوشش گرفتند، بعد یك دست زیر چانه و دست دیگر به پشت سر او گذارده چهره او را بین دو دست بالا برده، بوسیدند و سپس فرمودند: «حسین منی و انا من حسین، احب الله من احب حسینا، حسین سبط من الاسباط»، «حسین از من است و من هم از حسینم، هر كه حسین را دوست بدارد خداوند دوست او باد، حسین فرزندزاده ای است از فرزندزادگان انبیاء». اسباط یعنی فرزند زادگان یعقوب (ع) ، در این صورت معنای حدیث این است كه حسین همانند اسباط (برای ) یعقوب سبط من است و از نظر ایمان و عصمت و دریافت حقایق وحی، هم پایه انبیاء و برانگیختگان الهی است. حضرت رسول (ص) با این حدیث كمال اتحاد روحی و اتصال معنوی و پیوند قلبی بین خود و حسین بن علی (ع) را بیان فرموده اند. این حدیث از طریق شیعه در كتاب كشف الغمه اربلی و به نقل از او در بحار الانوار مجلسی نقل شده، ولی مأخذ آن همان روایت ترمذی است كه سندش به یعلی بن مره ختم می شود كه این حدیث را از رسول الله (ص) نقل كرده است. به نوشته آقای بهبودی «در میان علمای اهل سنت، كه اغلب از شرح و توضیح این گونه احادیث، دانسته و شناخته دریغ می كنند، تنها قاضی عیاض است كه در شرح حدیث حسین منی و انا من حسین به معنای اصیل آن اعتراف و تصریح می كند. او می گوید: گویا رسول اكرم (ص) با تابش نور وحی، آنچه را بین حسین (ع) و قاتلین آن سرور واقع شدنی بود می دانست، و لذا مخصوصا نام حسین (ع) را برد و فهماند كه او و حسین (ع) از حیث وجوب محبت و حرمت تعرض و محاربه، چون شخص واحداند، و رسول خدا (ص) به منظور تأكید همین اتحاد و یگانگی فرمودند: هر كه حسین را دوست بدارد خدا را دوست داشته، زیرا محبت حسین، محبت رسول خدا، و محبت رسول خدا، محبت خدا است».
بهاء الدین خرمشاهی - دایرة المعارف تشیع، ج 6، ص 161




::برچسب : حدیث حسین منی و انا من حسین این حدیث جزو مشهورترین احادیثی است كه از رسول اكرم (ص) در حق نواده گرامیش حسین بن علی (ع) , بعد یك دست زیر چانه و دست دیگر به پشت سر او گذارده چهره او را بین دو دست بالا برده , بوسیدند و سپس فرمودند: «حسین منی و انا من حسین , احب الله من احب حسینا , حسین فرزندزاده ای است از فرزندزادگان انبیاء». اسباط یعنی فرزند زادگان یعقوب (ع) , تنها قاضی عیاض است كه در شرح حدیث حسین منی و انا من حسین به معنای اصیل آن اعتراف و تصریح می كند. او می گوید: گویا رسول اكرم (ص) با تابش نور وحی , چون شخص واحداند , زیرا محبت حسین , محبت رسول خدا , محبت خدا است». بهاء الدین خرمشاهی - دایرة المعارف تشیع , ج 6 , ص 161 ,

:: مرتبط با: آشنایی و توضیح احادیث مشهور ,
چاپ این صفحه

اشتراک گذاری

حدیث «عرض دین»

نظر

[نوشته شده توسط : راوی | تاریخ ارسال : یکشنبه 26 شهریور 1391 ]


حدیث «عرض دین»
اهل بیت پیامبر - علیهم السلام- در میان خلایق، ریسمان خداوندی هستند كه از آسمان فرو آویخته شده و آدمیان را بر بام آسمان برده، از فرش به عرش می كشانند. آنان متولیان و مجریان دین خداوندی و برگزیدگان اویند. آنانی كه دست در دستِ دستگیر آن بندگانِ پاك نهند و دین و كیش خویش را از آنان برگیرند و بر آنان برنمایند، بر فرش سلیمان فرود آمده، از تلبیس دیوان رهایی می یابند. 
باری، آنچه در این مقاله قلمی خواهد شد، نگاهی دوباره به پیشینه عرض دین، حدیث عرض دین و مفاد آن است. بزرگان دیگری پیش از این در این باره سخن ها گفته اند و قلمها زده اند. می كوشیم تا با مدد از نگارشهای آنان و نشستن بر دوش آنان افقهای دورتری را ببینیم. 
عرض دین كه ما در این مقال از آن به «بر سنجیدن دین» تعبیر می كنیم به معنای ارائه كردن عقیده، و اندیشه دینی بر معصوم - علیه السلام - و دریافتن راستی یا كاستی آن است. این عمل مبارك در گذشته های دور، به ویژه در عهد پیش از غیبت كبرا نسبتاً معمول بود. 
هویداست كه آنانی بر عرضه دین خود عطشناكند كه در ابتدا، بر آنچه می اندیشند و در آنچه می اندیشند و به آنچه می اندیشند، تأمل و تفكر می كنند. اما كسانی كه نه اهل درایت اند و نه فقاهت، آنانی كه در همه چیز مصرف كننده اند، حتی در دین، یعنی مقلدند و نه محقق، و دین برایشان حلاوتی ندارد، هرگز خیال بر نمودن و عرضه آن را در دماغ نمی پرورند. بر این اساس، می توان گمان برد كه عرضه كنندگان دین از شخصیتهای فربه و فاخر بوده اند كه اولاً، اهمیت دین و آیین را دریافته اند و ثانیاً، آن را محور و میزان اعمال و سعادت و شقاوت دانسته اند و ثالثاً، نقد را بر جان می خرند و از بازكاوی و بازاندیشی باكی ندارند و همچنین، خبر «علیكم بالدرایات لا بالروایات» را از ژرفای جان نیوشیده اند. 
در متون حدیثی به تعدادی از روایات می توان دست یافت كه حكایت از عرضه دین می كند. گرچه در پاره ای از این اخبار، اصطلاح «عرض دین» نیامده است، ولی به طور كلی از بیان اعتقادات و اندیشه های دینی بر معصومان - علیهم السلام - نشان دارند. آنچه در پی می آید، مجموعه ای از این دست است: 
1. عن المفید، عن الحسین بن أحمد بن أبی المغیره، عن حیدر بن محمّد، عن محمّد بن عمر الكشّیّ، عن جعفر بن أحمد، عن أیّوب بن نوح، عن نوح بن درّاج، عن إبراهیم المخارقی، قال: وصفت لأبی عبداللّه جعفر بن محمّد - علیه السلام - دینی، فقلت: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریك له، و أنّ محمّداً (ص) رسول اللّه، و أن علیاً إمام عدل بعده، ثمّ الحسن و الحسین، ثمّ علی بن الحسین، ثم محمد بن علی، ثم أنت، فقال: رحمك اللّه! ثمّ قال: اتّقوا اللّه! اتّقوا اللّه! اتّقوا اللّه! علیكم بالورع، و صدق الحدیث، و اداء الأمانه، و عفه البطن و الفرج؛ تكونوا معنا فی الرفیق الأعلی. 
2. عن أبیه، عن سعد، عن ابن أبی الخطّاب، عن محمّد بن سنان، عن حمزه و محمد ابنی حمران، قالا: اجتمعنا عند أبی عبداللّه - علیه السلام - فی جماعه من أجلّه موالیه، و فینا حمران بن أعین فخُضنا فی المناظره، و حمران ساكت، فقال له أبو عبداللّه - علیه السلام -: مالك لا تتكلّم یا حمران؟ فقال: یا سیّدی آلیت علی نفسی أن لا أتكلّم فی مجلس تكون فیه. فقال أبو عبداللّه - علیه السلام -: إنّی قد أذنت لك فی الكلام، فتكلّم. فقال حمران: أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریك له، لم یتّخذ صاحبه ولا ولداً خارج من الحدَّین: حدَّّ التعطیل




::برچسب : حدیث , حدیث عرض دین , حدیث شناسی , آشنایی و توضیح احادیث مشهور ,

:: مرتبط با: آشنایی و توضیح احادیث مشهور ,
چاپ این صفحه

اشتراک گذاری

ادامه مطلب

شیوه های ارزیابی اسناد حدیث

نظر

[نوشته شده توسط : راوی | تاریخ ارسال : سه شنبه 21 شهریور 1391 ]

شیوه های ارزیابی اسناد حدیث
سنت و حدیث به معنای قول، فعل و تقریر معصوم، دومین منبع دینی مسلمین است. همانگونه كه «علوم قرآن» از دانشهای مربوط به قرآن سخن می گوید، «علم حدیث» نیز به دانشهای حدیثی مربوط است. در «علم حدیث»، بخش وسیعی از مباحث، به مستندسازی و ارزشیابی مربوط است؛ بدان معنا كه آیا آنچه در اختیار ماست، به عنوان قول یا فعل از معصوم صادر شده است یا نه؟ روشن است كه این گام اول است و تجزیه و تحلیلِ متن حدیث و فهم آن، در رتبه بعد قرار دارد. برای مستند سازی احادیث باید سه محور اصلی روشن گردد:1 ـ اتصال سند به معصوم 2 ـ عدم تحریف لفظی 3 ـ حدود نقل به معنا نتیجه محور اول آن است كه اطمینان یا علم به صدور حدیث از معصوم حاصل شود. در محور دوم، روشن می شود كه حذف و اضافه یا جابجایی عمدی كه مغیر معناست، در حدیث اعمال نشده است. در محور سوم، حدود نقل به معنا و جابجایی های غیر مغیر معلوم می گردد. این محورهای سه گانه، هم بحثهای نظری و مبنایی دارد و هم بحثهای تطبیقی و عملی. نخست باید ضوابط و قواعد این سه محور تحقیق شود و سپس بر یكایك احادیث تطبیق گردد. در كتب «علم حدیث»، محور نخست، به تفصیل مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و «قواعد رجالی» و «علم رجال» عهده دار آن است. لیكن دو محور دیگر به گونه ای منسجم و ضابطه مند، مورد توجه نبوده است. در محور اول نیز با اینكه مباحث زیادی از قبیل: تنویع حدیث، معیار وثاقت، توثیقات اجمالی، الفاظ جرح و تعدیل، تمییز مشتركات، اصحاب اجماع، قراین اعتبار سند و... در كتب «علم حدیث» متداول است، اما بحثِ عامتر و كلی تر یعنی بررسی راههای ارزشیابی اتصال سند، كمتر مورد درنگ بوده است. به عبارت دیگر، عنوانهای یاد شده فوق، مباحث درجه دوم اند؛ زیرا در رتبه نخست، باید معلوم گردد كه شارع، چه راهی را برای ارزشیابی اسناد منسوب به خود ارائه داده است و عقلا از چه راههایی تبعیت می كنند و آیا شیوه شرع و عقلا یكی است یا با یكدیگر تفاوت دارد؛ آنگاه به این مباحث پرداخته شود. در این مقاله، همت بر آن است كه از این مسأله عام و كلی در باب شیوه های مستندسازی و ارزشیابی حدیث، سخن رود. بر این اساس، در این گفتار، از كلیات بحث می شود و اصل راهها و شیوه ها مورد نقد و نظر قرار می گیرد. در مورد ارزش سندی احادیث و بررسی اتصال آن به معصوم، دو دیدگاه كلی وجود دارد. گروهی معتقدند كه به این گونه بررسیها نیازی نیست و حاجتی به «علم رجال» نمی باشد؛ زیرا روایات كتب اربعه و برخی دیگر از منابع حدیثی، بدون تردید معتبر است، و جایی برای كند و كاو نیست. این رأی به محدثان و اخباریها 




::برچسب : حدیث شناسی , ارزیابی حدیث , حدیث ,

:: مرتبط با: آشنایی و توضیح احادیث مشهور ,
چاپ این صفحه

اشتراک گذاری

ادامه مطلب

کل صفحات : 2 صفحه

1 | 2 |

نــام جــالب

    با سلام
    نکته جالبی در اسم این وبلاگ وجود داره که الان به شما میگم
    se: به معنی سیری
    d : در
    a : احادیث
    masumin : معصومین
    که همه ی این ها به معنی sedamasumin است که اسم وبلاگ را جالب کرده
    -----------------------------------------
    دسترسی آسان به وبلاگ : www.sedamasumin.ir

    ارتباط پیامکی :
    ۳۰۰۰۵۰۲۶۹۰۰۱۱۸

ارسـال حــدیث روزانـه

پیامک حدیثی

آمــار و اطــلاعات

    »تعداد مطالب : 692
    » تعداداحادیث : 13575
    » تعداد نویسندگان : 1
    » آخرین بروز رسانی :
    » بازدید امروز :
    » بازدید دیروز :
    » بازدید این ماه :
    » بازدید ماه قبل :
    » بازدید کل :
    » آخرین بازدید :

نظــرسنــجی

:: بیشتر دوست دارید کدام قسمت یا قسمت ها زیادتر شوند؟

بخـش ویــژه

برای دیدن سایت بدون هیچ نقصی از مرورگر گوگل کروم استفاده کرده و سایت ما را محبوب کنید :

نمایش بهتر وبلاگ با مرورگر گوگل کروم .

.:: Theme Design By sedamasumin ::.

تمــامی حقــوق ایــن ســایت متــعلق اســت بــه صــدای معــصومـــیــن ع